اين است مرامنامه ما؛ نسلي كه در عدد ۷۵/۲ به تنگ آمده!
نسخه اوليه اين مرامنامه را امير قادري نوشته است؛ منتقد مشهوري كه مثل خيلي از ما از نشريه دانشجويي ساده اي به اسم «سينما بهشت» در نيمه اول دهه هفتاد شروع كرد و اكنون يكي از مطرح ترين منتقدين و نويسندگان سينمايي ايران به شمار مي رود. او اين مرامنامه را كه گويي بصورت ويژه براي نسل ما (همان عدد عجيب و غريب ۷۵/۲) نوشته شده، سالها قبل در ابتداي ستون نويسي هاي ثابت و معركه اش در مجله «يك هفتم» (مرحوم!) استفاده مي كرد. دلم ميخواهد كمي حوصله به خرج دهيد و همراه من، چند بند از مرامنامه او را مرور كنيم. اگر چه حدس ميزنم آنرا به شوخي خواهيد گرفت و يكي دو ساعت ديگر، اصلاً آنها را به ياد نخواهيد آورد اما اگر بتوانند يك در ميليون، در شما تأثير بگذارند، به عنوان كسي كه نويسنده آنها را مي شناسم و از ايمان قلبي اش به اين نوشتار آگاهم، كلاهي كه هيچ وقت نداشتهام را به هوا پرتاب خواهم كرد. اما آن اصول كه بسياري از اعضاي نسل ۷۵/۲ ايران به آن پايبندند و شما هم اگر آنها را رعايت كنيد، از نتايج اعجاب انگيزشان بهرمند خواهيد شد، اينها هستند:

1ـ با تمام وجود و از ته دل بايد قبول كنيد كه آدم بدي هستيد، خودتان را گول نزنيد و شعار الكي ندهيد. بگذاريد مجريان تلويزيون و مسئولان هر چه ميخواهند بگويند، شما خودتان را بهتر از هر آدم ديگري ميشناسيد، اين تنها راه رستگاري احتمالي شماست.
2ـ سعي كنيد منتهاي لذت را از زندگي ببريد و براي اين كار حتي از صداي برخورد استكان و نعلبكي در قهوهخانه سر راهتان هم نگذريد.
3ـ به قول برو بچههاي ماه مه سال 1968 به هيچ آدم بالاي سي سال اعتماد نكنيد! البته فعلاً اكثر بيست و چند سالههاي فارغالتحصيل دانشگاههاي كشور، شبيه آدمهاي نود ساله به نظر ميرسند و برعكس، هميشه نادر آدمهايي وجود داشتهاند كه تا آخر عمر، بيست ساله باقي ماندهاند. مثلاً همين رومن گاري و تيم برتون خودمان. پس سن تقويمي ملاك نيست.
4ـ بايد چيزي داشته باشيد كه انتظار آمدنش را بكشيد. حالا چي يا كي، نه به من مربوط است و نه به هيچ كس ديگر.
5ـ بايد بلد باشيد شوخي كنيد. همه چيز را مسخره كنيد. حس طنز داشته باشيد. يعني آنقدر غمگين باشيد كه جز با خندههاي طولاني، هيچ جور ديگري زندگي برايتان قابل تحمل نشود.
6ـ هر چند وقت يكبار، لااقل ماهي يك بار، بايد سرتان را روي بالش، پيش از خواب جابهجا كنيد. چون گريه كردهايد و آن قسمت از بالشتان، از اشك خيس شده است. باز براي چي يا كي، به هيچ كس مربوط نيست.
7ـ اين يكي خيلي مهم است. بايد به هر قدرتي با ديده شك و بدبيني نگاه كنيد. قدرتشكني يكي از رئوس برنامه روزانهتان بايد باشد. چيزي مثل مسواك زدن؛ آن هم روزي سه مرتبه.
8ـ لازم است مرز ميان آنچه را «فرهنگ والا» و «فرهنگ پست» مي نامند، در ذهنتان از بين ببريد. همواره به خاطر داشته باشيد كه يك جوان رانندة يك دستگاه پيكان مسافركش با كمك فنرهاي خوابيده و لاستيك دور سفيد، همان قدر ممكن است حرف حساب بزند كه از ميشل فوكو و افلاطون انتظارش ميرود.
9ـ فضاي ذهني و قوه تخيلتان، تنها چيزي است كه صاحبش واقعاً خودتان هستيد و هيچ قدرتي توان دستاندازي به آن را ندارد. در حفظ و پرورشش كوشا باشد.
10ـ...و بالاخره تا جايي كه ميتوانيد با اين بايدها و اين مرامنامه و اصلاً من نويسنده مخالفت كنيد. مگر اين كه به اين نتيجه برسيد كه اينها، حرفهاي خودتان است.

لینک ثابت
