ثبت نام کنکورتان را به ما بسپارید!
«خدایا سازمان سنجش کشورمان را نابود کن! مسوولان آن را به نازل ترین پست های شامل نظام هماهنگ پرداخت حقوق کارمندان دولت، تنزل درجه بده! گرداننده سایت آن را از نان خوردن بینداز، یا حداقل ترتیبی بده، پولی که برای طراحی این سایت از خزانه بیت المال گرفته است در گلویش گیر کند! خدایا تمام کسانی را که باعث می شوند، این روزها، جوانان رعنایی چون ما، مقابل فامیل و آشنایان، سوسک شویم دچار بی خوابی و بدتر از آن، شب ادراری و فوبیا و سایر بیماری های «آدم ضایع کن» بنما! خدایا اینها حالمان را بدجوری گرفته اند، خودت حالشان را به نحو مقتضی بگیر...»
اینها برخی از دعاهایی است که بسیاری از کاربران sanjesh.org پس از کنف شدن در مراحل مختلف پر کردن فرم ثبت نام آزمون سراسری موجود در این سایت، در حق گردانندگان آن می کنند. ماجرا این است که چند شب قبل به دعوت خانواده، به عنوان کسی که با اینترنت اندکی آشنایی دارد، پای کامپیوتری نشانده شدم که باید از طریق آن، فرم ثبت نام کنکور یکی از عزیزانم را در سایت سازمان سنجش پر می کردم. با اعتماد به نفس معمول، طوری نشستم پشت سیستم که حداکثر، 5 یا 6 دقیقه بعد، با عزت و احترام بلند شوم و با سلام و صلوات، برسم به شیرینی و چایی و پرتقال هایی که انتظارم را می کشند... اما چشمتان روز بد نبیند تمام آن اقتدار در آنی به باد رفت. این سایت فلک زده که جدیدترین چاله سازمان سنجش در جهت افزودن بر استرس کنکوری های این دیار به شمار می رود، آنقدر بر پیاز داغ مراحل ثبت نام آزمون های خود افزوده است که در مقابل گزینه هایش، چونان آهویی در خاک مرطوب(
!) گیر کردم.
سه برگه کاربری با چهار ردیف عدد به عنوان شماره پرونده و رمز عبور و...، تنها ابتدای داستان است. بعد ماجرای شیوه ثبت متفاوت علاقمندی به حضور در تربیت معلم و رشته زبان های خارجه و شبانه ها و... شروع می شود و در ادامه، باید بگردی دنبال کد رهگیری و انواع و اقسام اصطلاحات عجیب و غریب دیگر. راهنماها هم که معرکه اند؛ توصیه ای که دفترچه راهنمای شرکت در آزمون کرده است با آنچه هفته نامه پیک سنجش می گوید، سیصد و شصت درجه متناقض است (مثلا در مورد درج فایل عکس کنکوریها که بالاخره رنگی باشد با زمینه سفید، یا اصلا سیاه و سفید باشد و...). از تمام این پیچیدگی ها که بگذری، تازه دچار این مشکل می شوی که علاوه بر ممنوعیت استفاده از دکمه Back، خود سایت هم گهگاه بازی اش می گیرد و با یک ایراد کوچولوی Server پرت می شوی به آغاز ثبت نام و روز از نو، روزی از نو... فکرش را بکنید، داستان وقتی جذاب تر می شود که چابک ترهای این میدان، خودشان را با هزار جور ترس از پیام های خطای سیستم و امکان سوختن کارت ثبت نام، برسانند به مراحل آخر، اما باز هم پرت شوند به همان اول، چرا؟ چون این پروسه را در بیش از سی دقیقه گذرانده اند!!
سرتان را به درد نیاورم. ما که در این بازی بدجوری ضایع شدیم و مثل آنهایی که از اینترنت، تنها همان چت کردنش را بلدند، گفتیم «باید این فرم را داد به یکی از این مؤسساتی که کارشان پر کردن یک چنین چیزهایی است و حرفه ای این کارند»... و بدین گونه، یک شغل جدید هم با ابتکار عمل کارآفرینان محترم سازمان سنجش به مشاغل مورد نیاز جوانان اضافه شد: «ثبت نام کنکورتان را به ما بسپارید!»
جالبی تمام این داستان آنجاست که خوشبختانه بر خلاف علاقه ما به حضور در این بازی هیچکاکی (با چشمانی باز تر از حد معمول، ناخن هایی به جویدن مشغول و قلبی در انتظار پریدن از کالبد)، مشتری اصلی سایت مذکور به اتاقی دیگر رفته بود تا مطمئن از ثبت نام اش در آزمون سراسری، وقتش را به درس خواندن بیشتر و تست زدن و... بپردازد. فکرش را بکنید اگر بجای ما (شامل این حقیر که پای سیستم نشسته بودم، یک نفر دیگر که اطلاعات فرم پیش نویس را می خواند، دیگری که به علت محدودیت زمان، به جای من، به مانیتور نگاه می کرد و غلط های تایپی را می گرفت و مادری که آن عقب اتاق، برای همه مان دعا می کرد) خود «داوطلب عزیز» که این روزها در ذهنش به اندازه کافی فکر و خیال دارد، پای این معادله انباشته از استرس می نشست و بلایی مشابه ما سرش می آمد، آیا باز هم آرزوهای ما همان هایی بود که ابتدای این یادداشت از خدا خواستیم...؟!

لینک ثابت
